![]()
![]() |
[Menu_Title]
عباس بابالحوائج ساقی بخون نشسته و بشکسته ساغرش دل از جهان بریده که دل برده دلبرش از تشنگی به سینه دلش می طپد ولی آب فرات موج زند در برابرش دستان اوفتاده زپیکرش جدا جدا وز تیر کینه گشته دو صد پاره پیکرش آمد حسین و بر سر بالین او نشست آهی کشید و گفت به سردار لشگرش داغ تو یا اخا کمرم را شکست و دید پهلو شکسته فاطمه را در برابرش با دست نازنین خود آن میر کائنات بیرون کشید تیر زچشم برادرش ژولیده گفت از غم جانسوزت ای حسین ساقی بخون نشسته و بشکسته ساغرش (اثر: ژولیده نیشابوری)
مطالب مربوط |
طراحي پوسته از : ايران نقش
تمام حقوق سايت متعلق به : هیئت عزاداران و سینه زنان حضرت اباالفضل (ع) اردبیل مي باشد